آنقدر مشغول امر به معروف و نهي از منكر كردن ديگران شده ايم كه يادمان رفته بايد از خودمان شروع كنيم!اخــــطـــــار!قانون حمایت از حق و حقوق مؤلف!به عنوان کسی که به خود اجازه داده که پا در کفش بزرگان نماید و مطالبی بزرگتر از اندازه ی دهان و بلكه هیکلِ خود برشتة تحریر درآورد، این حق را نیز به خود می دهم که تقاضایی عاجزانه از خواننده عزیز داشته باشم. ابتدا خارج از تعارفات مرسوم و بدون ذرّه ای شکسته نفسی! کتباً و رسماً و با صدای بلند اعلام می کنم که اینجانب هرگونه ارتباط عملیاتی با نوشته هایی که تا کنون مرتکب آنها شده ام را بأی نحوٍ کان! و به شدّّّت تکذیب و از آن برائت می جویم، فلذا خواهشمندم که خوانندة محترم احیاناً حقیر را با آدم های حسابی اشتباهاً هم اشتباه نگیرد! تا خدای ناکرده دچارِ خساراتِ خواسته و ناخواسته ي ناشی از نگاهِ کورکورانه نشود که بعضی اشتباهات غیر قابل جبران هستند، پس لطفاً قضاوتِ خوب هم نفرمایید که ما اینکاره نیستیم اخوی!، از من گفتن و از شما اگر خواهید، پند گرفتن و اگر خواهید، ملالت کشیدن از توهّماتی که منبعث از تخیّلات من است، که خداوند خود در كتابش به من فرموده است که: ما علیک الّا البلاغ! پس در باب پند و اندرز سخن را کوتاه نموده و سخنی دیگر با خواننده ی گرامی دارم در باب دلیل نوشتن هایم، گاهی که چیزی از ذهنم می گذشت و آن را می نوشتم، با خود می گفتم که برای کسی نخوانمش، شاید اشتباهی در آن باشد که موجب گمراهی کسی شود!، گاهی هم خود را تحویل گرفته، به خود می گفتم: نکند این حرف ها ریا باشد!؟ و شاید خیلی شاید های دیگر و با این تفکرات خود را مشغول می داشتم.اما آنچه بنده ی حقیرِ سراپا تقصیر را جسارتِ گشایشِِِِِِِِ کلام بخشید، دانستن آن بود که: آگاهی های ارسالی از
برچسب:
نویسنده: مانی رنجبر
برچسب:
نویسنده: مانی رنجبر